قهرمان ميرزا عين السلطنه
6919
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
باغبان چهارشنبه 4 رمضان 20 حمل - هوا از ديشب كه باد مه برخاسته خنك شده . باغبان آن خانه به من پيغام داده شما مرا دچار و گرفتار آن سه چيزى نمودهايد كه همه مردم از آن بايد فرار كنند . سگ درنده ، زن سليطه ، ديوار خراب . من با سگ پاسبان اين خانه و خانم و ديوارهاى خراب نمىتوانم باغبانى كنم خداحافظ . معلوم شد امروز صبح اول سگ ، بعد نواب عليه بلائى به روزگار باغبان نظنزى ما آوردهاند كه فرارى شد . حسين را فرستادم بلكه طرفين را اصلاح بدهد . حسين مىگفت خانم و باغبان را ممكن است اما سگ را چهكنم . آوردن سردار سپه افطار خانهء حاج فخر الملك رفتم . حاج عز الممالك كه رودهن به اتفاق دوازده نفر نمايندگان عظام از قبيل آقايان مشير الدوله ، مستوفى الممالك ، مصدق السلطنه ، امير اعلم و چند نفر ديگر رفته بودند سر افطار بوديم آمد . مختصرا گفت سردار سپه را آورديم و از دم دروازه رفت سعدآباد . چون خسته بود رفت حياط خودش . بعد از افطار آنجا رفتم بعضى سؤالات كردم . اول از مجلس گفت . سردار سپه كاغذى به مجلس نوشته بود كه از كار خسته شدهام و بايد چندى استراحت كنم و بههمين لحاظ بود كه تسريع در افتتاح مجلس نمودم . اكنون كه به حمد اللّه مجلس مفتوح و مركز ثقل موجود است مرا معاف دارند . تلگراف شاه تلگرافى هم از شاه رسيد كه اگر اعتبارنامهء نمايندگان گذشته و مجلس رسميت پيدا كرده تمايل خود را به رئيس الوزراى ديگرى معين دارند . پس از تبادل افكار و صحبتهاى دستهجات رأى خواسته شد . تمايل نمايندگان به سردار سپه بود ، لهذا ما منتخب شديم كه نزد او برويم . امروز صبح با اتومبيل رفتيم رودهند . دو ساعت بعد از ظهر رسيديم ، راه بد بود و هوا سرد . سردار سپه در همان عمارتهاى سابق آنجا كه متعلق به ميرزا حسين خان مهام الدوله بود منزل داشت . عمارت جديد خودش ناتمام است . ناهار دهاتى آوردند صرف شد . بعد به ايشان گفته شد بهتر اين است برويم به شهر كه مجلس دسترسى به شما داشته باشد و مذاكراتى بنمايند ( قبلا قائم مقام الملك و بعضى رفته و گفته بودند ) . ديگر صحبتى نشد و برخاستيم آمديم . مشير الدوله و مستوفى الممالك در